ایران در یکی از خونینترین و بحرانیترین مقاطع تاریخ معاصر خود به سر میبرد. در حالی که قطع تقریبا کامل اینترنت سراسری وارد پنجمین روز خود شده و بیش از ۹۶ ساعت است که کشور در تاریکی مطلق اطلاعاتی فرو رفته، ابعاد جنایات در حال وقوع، تکاندهنده است.
بر اساس گزارشهای دریافتی و هشدارهای نهادهای حقوق بشری، رژیم ایران برای پنهان کردن سرکوب مرگبار معترضان، ارتباطات را قطع کرده است. آمارهای تکاندهندهای که سردبیری ایراناینترنشنال منتشر کرده، از احتمال کشته شدن بین ۱۲ تا ۱۵ هزار نفر حکایت دارد؛ رقمی هولناک که نشان میدهد خیابانهای ایران به میدان جنگ علیه مردم تبدیل شده است. امروز نگاهی میکنیم به آخرین تحولات میدانی، واکنشهای شدید بینالمللی و مستندات جنایات اخیر.
همزمان با سرکوب داخلی، فشارهای جهانی علیه رژیم ایران به اوج بیسابقهای رسیده است. دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، در موضعی بیسابقه و با لحنی تند اعلام کرده است که هر کشوری با رژیم ایران تجارت کند، مشمول تعرفه سنگین ۲۵ درصدی خواهد شد. ترامپ تاکید کرده که رهبران ایران تنها زبان خشونت را میفهمند و ایالات متحده گزینههای قدرتمندی را روی میز دارد. همزمان، وزارت خارجه آمریکا هشدار سطح ۴ صادر کرده و از شهروندانش خواسته است "فوراً" ایران را ترک کنند.
در اروپا نیز اجماع علیه سپاه تروریستی پاسداران در حال شکلگیری است. آلمان رسما اعلام کرده که تلاشها برای قرار دادن سپاه تروریستی در فهرست گروههای تروریستی اتحادیه اروپا را رهبری میکند. پارلمان اروپا ورود دیپلماتهای رژیم ایران را ممنوع کرده و مقامات ارشد اروپایی میگویند تروریستی نامیدن سپاه تروریستی پاسداران، گزینهای جدی روی میز است.
اما در داخل ایران چه میگذرد؟ سازمان عفو بینالملل و دیدهبان حقوق بشر در گزارشی مشترک و اضطراری، پرده از جنایات هولناکی برداشتهاند که از ۷ دیماه آغاز شده است. نیروهای امنیتی، سپاه تروریستی و بسیج با استفاده از سلاحهای جنگی، تفنگهای ساچمهای و گاز اشکآور به طور مستقیم به سمت معترضان شلیک میکنند.
استانهای لرستان، ایلام، کرمانشاه و چهارمحال و بختیاری کانونهای اصلی این کشتار بودهاند. در شهرستان "آژنه" لرستان و "ملکشاهی" ایلام، ویدیوهای تایید شده نشان میدهد که نیروهای سپاه تروریستی مستقیماً به سمت مردم غیرمسلح آتش گشودهاند. نامهایی چون "طه صفاری" ۱۶ ساله، "وهاب موسوی" و "رضا عظیمزاده" تنها بخشی از فهرست قربانیانی هستند که جان خود را فدای آزادی کردهاند.
در کنار کشتار خیابانی، رژیم جنگی تمامعیار را علیه جریان آزاد اطلاعات آغاز کرده است. گزارشهای فوری و اختصاصی از شهر مرزی "سردشت" حاکی از آن است که نیروهای امنیتی در وحشت از رسیدن صدای مردم به جهان، عملیات یورش خانه به خانه را آغاز کردهاند. مأموران رژیم نه تنها دیشهای ماهواره را از پشتبامها جمعآوری میکنند، بلکه با شکستن حریم خصوصی شهروندان، به داخل خانهها هجوم برده و به دنبال دستگاههای بیسیم میگردند. عمق استیصال رژیم آنجاست که در این پاکسازی کور، حتی به وابستگان و نیروهای بومی خود (جاشها) نیز رحم نمیکنند؛ گزارشها تأیید میکند که تفتیش منازل بدون هیچ استثنایی انجام میشود و هر کسی که دستگاه بیسیم داشته باشد، بلافاصله بازداشت میشود. این یعنی رژیم دیگر حتی به سایهی خود نیز اعتماد ندارد.
گزارشها حاکی از آن است که نیروهای سرکوبگر حتی به بیمارستانها نیز رحم نکردهاند. در ایلام، نیروهای ویژه با گاز اشکآور و گلوله به داخل بیمارستان امام خمینی حمله کرده و مجروحان را ربودهاند. این سطح از خشونت، مصداق بارز جنایت علیه بشریت است.
دستگاه سرکوب تنها به کشتار بسنده نکرده است. بازداشتهای گسترده و خودسرانه، حتی کودکان ۱۴ ساله را هدف قرار داده است. پخش اعترافات اجباری از دختران نوجوان ۱۶ و ۱۸ ساله در خبرگزاریهای وابسته به سپاه تروریستی، خشم عمومی را برانگیخته است.
آنچه در این چند روز در ایران گذشته است، فراتر از یک اعتراض معیشتی ساده است؛ این فریاد مردمی است که برای تغییر بنیادین به پا خاستهاند. قطع اینترنت و جمعآوری ماهوارهها شاید تصاویر را سانسور کند، اما نمیتواند خونهای ریخته شده را پاک کند.
جامعه جهانی، نهادهای حقوق بشری و دولتهای غربی اکنون در برابر آزمونی بزرگ قرار دارند: آیا تنها به صدور بیانیه بسنده میکنند یا با اقداماتی عملی مانند تروریستی نامیدن سپاه تروریستی پاسداران و قطع شریانهای اقتصادی رژیم، در کنار مردم ایران میایستند؟
همانطور که رسانههای معتبر جهان نوشتهاند، به نظر میرسد صفحهای در تهران در حال ورق خوردن است و رژیم ایران، تنهاتر و شکنندهتر از همیشه، در برابر اراده ملتی ایستاده که چیزی برای از دست دادن ندارد.
این، آخرین وضعیت از ایران بود.



